سنجد

خرید بک لینک
هیچوقت میوه سنجد برایم جذابیت نداشت. اما خاطرات کودکیِ مادرم آنطور که تعریف میکرد پر بود از سنجد چیدن و سنجد خوردن.

و من فقط و فقط دیوانه عطر یِکه درخت سنجدی بودم که مادرم در نزدیکی اش باغچه ای درست کرده بود از انواع سبزیجات و صیفی جات و هر وقت می رفتیم سراغ باغچه, من زیر سایه سنجد به پشت دراز می کشیدم و دست هایم را زیر سرم قلاب میکردم و ابرهای متراکم سفید را که در دل آبی آسمان خود نمایی میکردند تماشا میکردم.

و همه اینها از یادم رفته بود تا اینکه امروز توی کوچه, تا کلید را از ته کیفم پیدا کنم و در را باز کنم عطر خوش سنجد که در هوا پیچیده بود هوش و حواسم را برد و خیالم را هم تا پای درخت سنجد مادرم. تا باغچه سرسبز و خواستنی اش.

سبکبال...

ما را در سایت سبکبال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 7:54

صفحه بندی