
در برابرم چون فیلمی صامت می گذرد روزگار و گاهی از خواب می پراندم نانوشته های اینهمه روز. خورشید اینجا زودتر در می آیدxa0 و مهربانتر می تابد و روزها از جنبش سرشار استxa0 و هر بار فراموش می کنم بنشینم خودم را به چای ی دعوت کنم و برای خودم از خوابهایی که هنوز ندیده ام حرف بزنم بهتر که قلم بردارم برای خودم بنویسم که زورتر برگرد، دلم برایت تنگ شده است... + نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 14:20 توسط ریحانه | ...
ادامه مطلب